تبلیغات
Amirina

Amirina

شنبه 30 مهر 1390

خب حالا میخوایم تو كامپیوتر دنبال ویروس بگردیم ولی قبلش باید چند تا نكته رو رعایت كنید
برید تو شاخهء Tools و بعد زیر شاخهء Folder Options و بعد لبهء View رو باز كنید
http://amirina.persiangig.com/image/Folder%20Options.jpg
بعد باید گزینهء Show hidden... رو تیك بزنید
و بعد باید تیك Hide extentions.... و Hide protected.... رو بردارید
http://amirina.persiangig.com/image/View1.jpg
اینكارا رو واسه این كردیم تا ویروسها كه عموماً به صورت مخفی هستند به ما نشون داده بشن
حالا سیستمتون رو با انتی ویروس آپدیت خود فول اسكن كنید
نكته: اگر گزینهء Folder Options رو ندارید و یا با اعمال تغییرات بازم فرقی نكرد و فولدرهای مخفی نمایان نشدند ، به احتمال فراوان سیستم شما آلوده شده است و تنها راه حل شما ویروس كشی هارد با یك سیستم پاك دیگه ( با اتصال هارد خود به صورت Slave ) و نصب مجدد ویندوز میباشد

شنبه 8 مرداد 1390

سلام
در ادامهء این وبلاگ سوت و کور و همچنین این سایت درهم و برهم امروز میخوام یه آموزش بذارم تا مشکلی که خودم باهاش زیاد درگیر شده ام تا حدّی حل بشه
امّا مشکل چیه؟
من بدلیل اینکه خیلی پسر خوبیم! برای بیشتر دوستام نقش هاب سرور ( یه کسی که همه چی تو هاردش داره ) دارم و به همین دلیل رم گوشی و یا کول دیسک یا همون فلش دیسک اونا رو میارم خونه و انواع و اقسام برنامه های موبایل و کامپیوتر و همچنین آهنگ و کلیپ واسشون میریزم
دکّی ... مشکلت اینه؟ خب ازشون نگیر!
نه ! مشکل اینجاست که تقریباَ تمام اون حافظه ها ویروس دارن ( اون چندتایی که ندارن واسه این بوده که خام بودن ! )
امّا راه حل:
قبل از همه اوّل باید کامپیوتر خودتون پاک و ایمن باشه یعنی یه آنتی ویروس مطمئن و پرقدرت و البته آپدیت رو سیستمتون نصب باشه
نکته : خود من به شخصه
Microsoft Security Essential
 و یا Symantec Endpoint Protection
و یاNod 32
رو پیشنهاد میکنم

شد یك سال...

جمعه 6 اسفند 1389

سلام
شد یك سال...
آره باورش خیلی سخته كه یك سال تمام، اونم در عصرتكنولوژی و ارتباطات بدون كوچكترین خبر و اطلاع و ارتباطی.. گذشت.
یادمه یه زمان حتی نیّت سی سال داشتم!!! پس نباید این یك سال چیزی باشه !
منی كه ادّعای داشتن صبر زیاد رو داشته و دارم پس دیگه نباید با فقط ! یك سال دوری جا بزنم
فقط ازین پس چندتا مورد هست كه توش تجدیدنظر كردم:
داشتن اخلاق خوب و بشّاش و شاداب و مهربون دیگه تعطیل
مرگ و سلامتی >>  هیچ...
هیكل و قیافه >>  هیچ...
حال و آینده >>  هیچ...
درس و كلاً علم و پیشرفت >> هیچ...
..... >> هیچ...
كل دنیا و
اتفاقاتش >>  هیچ اهمیت و ارزشی ندارن
.
.
.
امید >> این یكی رو چون قول دادم، پس فعلاً یعنی تا وقتی زنده ام دارم

بهترین ماه

یکشنبه 3 بهمن 1389

سلام
1) ماه بهمن رو خیلی دوست دارم كه البته این دوست داشتن دلایل زیادی داره:
اولین و مهمترینشو فعلاً نمیگم !!
اما دلیل دومش اینه كه تفلده خیلی از اعضای خانواده (  از جمله خودم ) تو این ماه پر بركت! و زیباست.
دلایل دیگه مسائلی مثل یادآوری تعطیلی كلاسها و مدرسه به خاطر مراسم دههء فجر و سالروز 22 بهمن میتونه باشه

2) یادتونه یه سریالی قدیما پخش میشد به اسم " آینهء عبرت "؟ اگه یادتون بیاد تو اون سریال یه قسمتی داشت كه حالا مثلاً " زندگی شیرین میشود " بعد همه چی از اول شروع میشد ولی با یه دید و رویه مثبت و خوب
نمیدونم از كجای راه اشتباه رفتیم ( كه شاید اصلاً هیچ جاییش مشكل نداشته ) ولی مطمئنم كه اولش درست بود و اشكالی نداشت...
حالا هم بعد نزدیك 11 ماه بی خبریه محض فكر كنم میشه دوباره بریم از اول (از اونجاییكه به عقیدهء بعضیا ! خراب شده) شروع كنیم

3)  (این 3 هم عدد جالب و زیبا و بیظیریه ها)
یادمه یه بار رضا صادقی توی یكی از مصاحبه های تلویزیونیش میگفت این آهنگهای منفی و به قولی نفرتی ( همون دور شو برو نبینمت ) یه جور گلهء عاشقانست!
حالا شما هم با همین طرز فكر این آهنگو گوش كنید
راجع به این آهنگ هم بگم كه اینو یكی از همكارام به اصرار ! واسم فرستاد، منم اولش با اكراه قبول كردم ولی بعد كه گوش كردم گفتم : علی جان ! آلبوم كاملشو نداری؟!

حس میكنم دیگه دوسم نداری       حس میكنم زیادیه وجودم

چرا به این زودی ازم بریدی          من كه گل سرسبد تو بودم

حس میكنم تو این روزا نمیخوای     یه لحظه هم حتی منو ببینی

كاش میدونستم عشق دیروزمن       فردا كه شد تو با كی همنشینی

دوسم نداری میدونم دوسم نداری    اما تو چشمات میخونم كه بی قراری

خدا كنه كه برگردی تو پیشم         بدونه تو من دیوونه میشم

حس میكنم حضور من كنارت        باعث دل خستگیه تو باشه

شاید سفر رفتن من یه فصله         تازه ای از زندگیه تو باشه

حس میكنم باید از اینجا برم        جاییكه كه هیچكی راهشو بلد نیست

باید برم كه قدرمو بدونی            یه مدتی تنها بمونی بد نیست

حس میكنم از جهان - Hes Mikonam by Jahan

شنبه 1 آبان 1389

سلام
بگم؟! بگم؟!
بگم كه خیلی حرفا واسه گفتن هست ولی ...
بگم كه آخر این ماه میشه یكسال كه بابا رفته
بگم كه آخر این هفته میشه 8 ماه ، میشه 35 هفته ، میشه 245 روز ، میشه 5880 ساعت ... ( بازی ریاضیه ؟! )
بگم كه امیدمو هرگز از دست نمیدم حتی اگه تنها دلخوشیم
" هر وقت صلاح بدانند " باشه
بگم كه

دنیای این روزهای من همقدّه تن پوشم شده

اینقدر دورم از تو كه دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا میكنی دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میكنم

آیندهء این خونه رو با شمع روشن میكنم

در حسرت فردای تو تقویممو پر میكنم

هر روز این تنهایی رو فردا تصور میكنم

هم سنگ این روزای من حتی شبهم تاریك نیست

اینجا بجز دوریه تو چیزی به من نزدیك نیست


دنیای این روزهای من با صدای داریوش - Donyaye In Roozaye maN by Dariush

سه شنبه 29 تیر 1389

انگار قرار نیست شادی وسرور به این خونه سرك بكشه
دو-سه هفته قبل 89/4/8 مادربزرگ عزیز و مهربونم (مادر مادرم) به رحمت خدا رفتند...
.
.
.

ولی نه مثل اینكه اوضاع داره یكم بهتر میشه !
 اولین خبر خوب از داداشیم بود كه تا حد زیادی ( تقریباَ تمام ) موفق شده كه....
اِ اِ اِ اِ اِ اِ... اجازه ندارم كه بگم ، ولی فكر نمیكنم كه اشكال داشته باشه ( خودمونیما خوب آب بستم به وبلاگم ! )
بله داداش كوچیكه به سلامتی و اگه خدا بخواد تا چند صباحی دیگر قاطی مرغها خواهند شد.
به افتخار داداشیم و زن داداش آینده یه كف مرتب ... ( دیگه چی؟! مثلاَ عزاداریماااا ! )
حالا شما فعلاَ واسه خوشیختی ایشان و به سروسامان رسیدن
بقیه ! دعا بفرمائید

یکشنبه 5 اردیبهشت 1389

میدونم این آهنگ واسه همون ایام عیده ولی دلم خواسته الان بذارم تو وبلاگم ! چیه ؟! مشكلیه ؟!
جداَ كه امسال عید واسه من اصلاَ وجود نداشت و یكی از مزخرفترین نوروزهای عمرم بود

البته امسال هم مثل سه سال گذشته موقع تحویل سال یه آرزوی بزرگ تو دلم بود كه
   خدایا سال دیگه این موقع .....


اگه این اسمش بهاره و قراره كه از تو خبری برام نیاره ، نمیخوامش

اگه این اسمش بهاره و قراره بیشتر از ابرای اون دو تا چشم من بباره ، نمیخوامش

عید و بی تو نمیخوام         رختای نو نمیخوام

سال تحویل كه هیچ           دنیا رو بی تو نمیخوام

وقتی سهم من از این سال طبق معمول انتظاره

وقتی خوشبختی باهام كاری نداره

این بهارو نمیخوام             این بهارو نمیخوام

دیگه فرقی نداره ساعت 9 و خورده ای كجام

این بهارو نمیخوامش        این بهارو نمیخوامش

عید و بی تو نمیخوام         رختای نو نمیخوام

سال تحویل كه هیچ           دنیا رو بی تو نمیخوام

Eydo Bi TO Nemikham by Shahab Mozaffari - عیدو بی تو نمیخوام از شهاب مظفری

هویژوری

سه شنبه 31 فروردین 1389

سلام
همین اول بگم اینكه این چند ماهه آپ نكردم دلیلش فقط تنبلی نبوده ، حتی بی حوصلگی هم دلیل اصلیش نبوده ، دلیلش این بوده كه دوست نداشتم ! آره !
چیه؟! دعوا دارین ؟! هر كی دعوا داره زنگ آخر وایسه !

اصلاَ حالم خوش نیست ، حوصلهء هیچكس و هیچ كاری رو ندارم ، دیگه كار و دانشگاه و كلاسها واسم یكنواخت و كسل كننده شدن . اگه این یكی دو تا رفیقهای باحال رو تو دانشگاه و سر كار نداشتم كه دیگه هیچی !

میخواین یه جملهء كلیشه ای و حال بهمزن بگم؟
خیلی حرفا واسه گفتن دارم ، امّا ....
كه البته این امّا خودش یه دنیا حرف داره هاااااااا

سال 88 با همهء خوشی و ناخوشیاش (كه البته واسه من بیشتر ناخوشی بود و بزرگترین و بدترینش هم فوت بابای خدا بیامرزم بود) گذشت . من كه به این سال جدید خیلی دل بستم و امیدوارم با توكل به خدا سال بهتری داشته باشم

قبلاَ هم گفته بودم كه صبر رو خیلی دوست دارم و جداَ كه راست گفتن صبر حلّال مشكلاته !  البته چیزایه دیگه ای هم میتونه حلّال مشكلات باشه ولی واسه من و در شرایط حاضر بهترین راه حلّه ! تازه این سری یه جورایی كل و كل بازیه و یه یه جورایی ( دوباره همون جور ) به حیثیتم ربط داره بازم یه جورایی ( همه چی جوره جوره ! ) به آیندم ربط مستقیم داره
پس و یا به قول خارجیا ( بابا خارجی )  so :

همچنان صبر پیشه میكنیم

چهارشنبه 21 مرداد 1388

امروز یه آهنگی مبخوام بذارم كه شاید تا حد زیادی بتونه حال وروزمو بیان كنه:


نیستی دارم دق میكنم ،نیستی دارم میپوسم

عكسهاتو من یكی یكی برمیدارم میبوسم

پیرهن یادگاریتو  هر شب دارم بو میكنم

برای برگشتن تو به آسمون رو میكنم

نیستی دارم دق میكنم ،نیستی دارم میپوسم

عكسهاتو من دونه دونه برمیدارم میبوسم

از خدا میخوام دوباره تو رو ببینم روبروم

قسم به اشك حسرتم فقط همینه آرزوم

یه عالمه گل میارم همه رو پرپر میكنم

هر شب دارم همینجوری با تنهاییم سر میكنم

تموم اشكام هدیهء نبودنت كنار من

نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من

وای كه چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو

دلم میخواد باز ببینم چشمای مهربون تو
نیستی از مهدی مقدم-NistI by Mehdi Moghadam

 

ادامه مطلب

ترس

چهارشنبه 21 مرداد 1388

سلام
 
همین اول بدون اینكه اینجا امامزاده درست كنم ویا واستون ضجه بزنم میخوام كه اگه خواستین واسه بابام دعا كنید! آخه حالش اصلاَ خوب نیست!

خب حالا منتظرین كه ببینین تو این سالنامه! چی میخوام بنویسم ؟ اول یه سوال!
تعریفتون از "ترس" چیه؟ ویا اصلاَ موافق "ترس " هستید یا نه؟
بهتره اینجوری هم بپرسم كه تا حالا چند بار ترس باعث نجاتتون شده ویا از اون طرف، چند بار تو دردسرتون انداخته؟
البته این وسط یه بحثی هم مطرح میشه كه اصلاَ تعریفمون از نجات یافتن و تو دردسر افتادن چیه؟
آخه ترس خیلی وقتها خوبه! مثل ترس از خدا و یا حیا كردن و ....
حالا یه سوال دیگه! وقتی ما از ترس اتفاق بزرگتری، از یه كاری اجتناب كنیم ، آیا اینم ترسه؟
میدونم قضیه یكم گنگه واستون ولی بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم!

ولی فكر كنم فهمیدین موضوع از چه قراره؟! آره! یه ترس لحظه ای( كه هنوز واقعاَ نمیدونم از چی ترسیدم) منو تو یه وضعیتی قرار داده كه از خودم تنفر شدیدی پیدا كردم ! اونقدر از دست خودم عصبانیم كه میخوام خودمو به قصد كشت بزنم ! اونقدر کلافه وسردرگم شدم كه از دست خودم فراریم ! اونقدر.....
اون لحظه تا همین حالا میلیونها بار اومده جلو چشمام ولی تو هیچ كدوم اون كاری كه تو واقعیت انجامش دادم، نكردم! تا حالا میلیونها بار به خودم نهیب زدم كه
" چرا جلو نرفتم " !
آخ كه چقدر الان نیازمند یه ماشین زمان هستم!!!!!!!
تو توضیح وضعیت الانم میشه گفت كه مزخرفترین حس نسبت به خودم رو دارم ، از اون طرف هم خبری نیست فقط دلخوشیم به وقتهاییه كه تو نزدیكترین شعاع نسبت بهش هستم و یا وقتهاییكه سر قرارمون هستیم و كلاَ فقط امیدم به خداست

ادامه مطلب

چهارشنبه 16 بهمن 1387

سلام
 آره ! چند روز دیگه تفلده منه !! كه خب تاریخ دقیقشو دوستان و آشنایان و همچنین مشتریهای ثابت وبلاگ و البته از همهء همه مهمتر " ن...م " میدونن
 تو دو سال گذشته بهترین اتفاقات عمرم توی همین روز بوده پس امسال هم میتونم امیدوار باشم كه یه اتفاق خوبی بیفته
 البته امسال كارم یه كمی سخت شده آخه به قول " شادمهر عقیلی " باید تو رو پیدا كنم....


باید تو رو پیدا كنم شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل كندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست

با اینكه بیتاب منی بازم منو خط میزنی
 باید تو رو پیدا كنم تو با خودت هم دشمنی
 كی با یه جمله مثل من میتونه آرومت كنه
 اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت كنه
 دلگیرم از این شهر سرد این كوچه های بی عبور
 وقتی به من فكر میكنی حس میكنم از راه دور
 
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
 عطرت داره از پیرهنی كه جاگذاشتی میپره
 باید تو رو پیدا كنم هرروز تنهاتر نشی
 راضی به با من بودنت حتی ازین كمتر نشی
 پیدات كنم حتی اگه پروازمو پرپر كنی
 محكم بگیرم دستتو احساسمو باور كنی (2)


ته دره

شنبه 20 مهر 1387

 ماه رمضونم تموم شد و مصداق این حرف پیش اومد كه " زمستون رفت و روسیاهی به زغال موند " و یا " صد شكر كه این آمد و صد حیف كه آن رفت "

 فكر كنم منظورمو فهمیدین ! نفهمیدین؟! یعنی اینكه تو این ماه فكرمیكردم خیلی اتفاقای خوب می افته كه نیافتاد !

 راستشو بخواین یه چیزایی شدها ولی وقتی آخرش همچنان ته دره باشی ....

 تو یكی ازین سریالها هم گفت : " اگه تو نبودی كه الان ته دره بودم ... " خوب وقتی الان من ته دره باشم یعنی چی ؟...

 ته دره بودن یه خوبی داره اونم صبر كردنه ! تجربه نشون داده صبر میتونه حلّال مشكلات باشه ولی چندتا بدی داره هم سرده و هم دوره!

 نمیدونم منظورمو میگیرین یا نه بهر حال خواستم بگم كه هوای ته دره اصلاَ خوب نیست ...

 از  اینجا حتی صدا هم بالا نمی ره ،حتی  نمیشه گفت.... خیلی دلتنگتم !

اما خدا گفت

چهارشنبه 16 مرداد 1387

سلام


 میخواستم از " اعتكاف" اونم تو" قم" بنویسم ، جاتون خالی خیلی حال داد، امسال سال اولم بود كه میرفتم ، كلی با خدا دردودل كردم، اونجا چندتایی دوست پیدا كردم ،خیلی دوست دارم سال دیگه هم اگه خدا قسمت كنه بازم بتونم برم

   البته درست بعد اینكه از اعتكاف برگشتم بدترین خبر و اتفاق ممكن رو دریافت كردم(همونی كه تو پست قبلی توضیح دادم) كه هنوز دارم تبعاتشو میبینم و خانومی هنوزم منو نبخشیده


 نمیدونم ، واقعاَ نمیدونم خدا داره باهام چی كار میكنه؟ ولی بهش اعتماد كامل دارم و میدونم دارم راهه درست رو میرم


         غمگین بودم ، احساس كردم زیر كوهی از ناامیدی گیر افتاده ام ، اما خدا گفت:


                                  غمهایت را روی شانه های من بریز


      گم شده بودم ،گیج بودم ،فكر میكردم هیچوقت جوابی پیدا نخاهم كرد ، اما خدا گفت:


                                           من هدایتت خواهم كرد


             با خود فكر كردم تحقق رویاهایم غیرممكن است ، اما خدا گفت:


                                          هر چیزی ممكن است


         خود را باخته بودم ،فكر كردم نمیتوانم از عهده اش برآیم ، اما خدا گفت:


                                  تو از عهده هر كاری برمی آیی

پنجشنبه 3 مرداد 1387

 سلام

 این شروع كردن اونم بعد یه مدت زیاد خیلی سخته چون واقعاَنمیدونم باید از كجاهاش شروع كنم و به كجاهاش برسم

 این چند وقت نبودنمو میتونید به حساب هرچی بذارید مثل تنبلی ، نداشتن وقت ، درگیریه درسی و شغلی و....

 ولی همش هم اینا نبود ، در واقع اصلاَ دلیل اصلی اینا نبودن

 وقتی وبلاگم صاحاب داره و من میتونم (البته نه خیلی راحت) حرفامو به خودش بزنم ، دیگه از كی و واسه كی باید بنویسم؟

 وقتی AMIRiNA به وجود اومده و تشكیل شده ، دیگه چه نیازی به وبلاگ نوشتن هست؟

  البته خیلی حرفا واسه گفتن دارم ، از قم رفتنم تو عید ، از مشهد رفتنمون ، از قهرامون...... و از خداحافظی !!

  دقیقاَ نمیدونم واسه چی دارم مینویسم ولی میدونم باید بنویسم

  نمیدونم اصلاَ چی باید بنویسم ولی میدونم كه تنها راهم نوشتنه

 احتمالاَ فهمیدین كه چه اتفاقی افتاده ! بله درست حدس زدین ! خانومی خداحافظی كرد !!

 دلیلش ؟ چی حدس میزنین؟ نه ایندفه رو اشتباه كردین ! چون دلیلش بدقولی من بوده !!

 آره دارم اعتراف میكنم كه تقصیر اصلی از منه

 خانومی حق داره به منی كه تو عمل به یه قول اساسی موفق نبودم بی اعتماد باشه

 لابد با خودش میگه این چطور میخواد فردای روزگار به بقیه قولهاش عمل كنه؟

  اعتراضی نمیتونم داشته باشم ولی....

 ولی بهش قول داده بودم كه تمام سعیمو كنم كه اینكارو كردم ،بهش قول داده بودم كه همیشه همه چی رو و البته راستشو بهش بگم كه گفتم....

   بهش قول داده بودم كه در هیچ صورتی وهر اتفاقی كه بیفته كم نیارم كه كم نیاوردم

.....

 (حالا حرف زیاد دارم ولی بقیه اش بمونه واسه یه وقت دیگه)

جمعه 17 اسفند 1386

اینا هم یه سری دیگه از جملات مثبت و جالبه كه صاحاب ندارن!!! و یه چند وقتی هست تو وبلاگم هستن ولی چون دیگه تكراری شدن همشونو اینجا آوردم :
مهربانی را از پسر بچه ای یاد بگیر که به امید شیرین شدن دریا آبنبتش را تو ی اون می ندازه
اگر تمام شب برا ی از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد
 همیشه غم انگیزترین و سخت ترین لحظات رو کسی واست می سازه که زیبا ترین و شیرین ترین لحظات رو واست ساخته بود
آنچه با سخاوت بدهی، به تو باز خواهد گشت
ما با چیز هایی زندگی می کنیم که هستند نه با چیز هایی که باید باشند
 اگر خلق و خوی خود را کنترل نکنید، برنده نخواهید شد بهترین کار، کاری است که از انجام آن لذت می بریم. شغلی را بپذیر که عاشق آنباشی
ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است
سکوت را فقط با آوازی شیرین بشکن
در نگاه كسانی كه پرواز را نمیفهمند هر چقدر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد
تلاشی اندک لازم است تا رسوایی ای بزرگ حاصل شود
 اول از همه دیگران را به یاد بیاور و آخر از همه خود را فراموش کن
پوزش و عذر خواهی دلیل خردمندی است
گذشته را در آغوش بگیر، اما در آن زندگی نکن
قهرمانان آنانی هستند که می دانند کیستند
بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می روید
 در دنیا جای كافی برای همه هست پس بجای اینكه جای كسی را بگیری سعی كن جای خودت را پیدا كنی
به نور نگاه کن، سایه ها پشت سرت خواهند بود
اگر زندگی ات در خطر نیست. خود را به ستیز میفکن
شرافت، تیزبین ترین چشم ها را دارد
 ما موجوداتی بشری كه تجربه روحانی دارند نیستیم ، بلكه موجوداتی روحانی هستیم كه تجربه بشری دارند
امید داروئی است که شفا نمی دهد اما درد را قابل تحمل می کند
هر رفتنی رسیدن نیست ؛ اما برای رسیدن ، راهی جز رفتن نیست (یه هفته دیگه مونده )!!!

دوشنبه 13 اسفند 1386

  ولی من غافل بودم از اینكه تمام این جریانات یكی دیگه از امتحانای خداست كه مثل اینكه ایندفعه قبول شدم

 چون یه دفعه قضیه مثل فیلم هندیا خیلی باحال شد

  خدا رو شكر وضع زانوم اونقدر خراب نبود و با 7_8 تا بخیه ختم به خیر شد ( تو همون بیمارستان كلی قضیه خنده دار هم پیش اومد ، دكتر جراحم یادش نمی اومد چندتا بخیه زده ، وقتی ازم پرسیدن آخرین بار كی كزاز زدی چون یادم نیومد كلی خندیدم )

  بعد عمل یه دو هفته ای خونه نشین شدم یعنی تو اوج كار در حال استراحت بودم

 

  وقتی برگشتم به شركت كلی از طرف همه مورد تحویل قرار گرفتم ، حتی كسانیكه قبلاً بود و نبودم واسشون اهمیت نداشت اومدن سراغم یا حداقل تلفنی  جویای احوالم شدن

.

.

.

 ... ولی اتفاقی كه افتاد یه چیزی خیلی بالاتر و پراهمیت تر از اینا بود

 اتفاقی كه هم منتظرش بودم و هم انتظارشو نداشتم !!

 اتفاقی كه خیلی دلم میخواست یبفته ولی هیچ امیدی به امكانش نداشتم !!

 اتفاقی كه بعدها تو یه مجله واسه همون زمان دیدم تو طالعم بوده :

  یه خبر غیر مترقبه دریافت می كنید ، چیزی كه از آن قطع امید كرده بودید !!

   و..... قصه ء عشق آغاز شدSmiley

 

   اون اتفاق باعث شد قضیه اون دوشنبه ها و جعبه مداد رنگی رو هم از وبلاگم وهم از ذهنم پاك كنم ، اتفاقی كه كاری كرد سال 86 رو بهترین سال عمرم و نوروز اونو بهترین عیدم بشه، سال 86 پرمخاطره ترین (فكر كنم یعنی خیلی خاطره) سال عمرم بوده

  خلاصه از اون روز تا حالا داستان داریم ما !!   داستان من همچنان ادامه داره فقط دیگه ربطی به دوشنبه ها نداره ، نه كه از دوشنبه ها بدم بیاد ، تازه برعكس یكی از همین بهترین خاطراتم تو دوشنبه 20/1/86 رخ داده ولی چون میخوام چیزی باعث یادآوریه قضایای موهون!! قبلی نشه دیگه تو دوشنبه ها آپ نمیكنم

چه عجب من آپیدم !!!!

شنبه 12 آبان 1386

 

 سلام

  من قبوووووووووووول ش..............................ددد................................................................م

  (حالا هر كی ندونه فكر میكنه فیزیك اتمی تو دانشگاه پنسیلوانیا  قبول شدم كه اینهمه ذوغ كردم!  )

  نه بابا، دانشگاه پیام نور اونم رشتهء مدیریت صنعتی قبول شدم

 خیلی حرف واسه گفتن دارم ولی به دلایلی از جمله عدم حس و حال ! و خستگی مفرط از كار  این چند وقته نتونستم وبلاگمو آپ كنم  

 جمعه (دیروز )رفتم قم بلكه یكم حالم بهتر بشه ولی بدتر شد.

 حیف كه به یه بندهء خدایی و خود خدا قول دادم نامید نشم ....

  فعلاَ این دو تا آهنگ باحال و توپ رو از حمید عسكری داشته باشید تا بعداَ....

 1) یه ترانهء لایت و آروم با یه موسیقی ملایم و  بدون ریخت و پاش  ( شبیه آلبوم فال قهوه از شادمهر )

وقت رفتن از حمید عسكری – Vaghte Raftan by Hamid Askari

وقت رفتن نمیخوام ببینمت میدونم ببینمت كم میارم

 اگه یك لحظه فقط نگام كنی  دلمو پشت سرم جا میذارم

اگه خونسرده نگام به دل نگیر  دل تو یه روز ازم خسته میشه ( خدا نكنه )

 اگه اسممو فقط صدا كنی راه رفتن واسه من بسته میشه

 وقت رفتن نباید گریه كنی اینجوری دلم برات تنگ نمیشه

 میدونم هر جای دنیا كه باشم تو دلم عشق تو كمرنگ نمیشه

 اگه خونسرده نگام به دل نگیر دل تو یه روز ازم خسته میشه ( خدا نكنه )

 اگه اسممو فقط صدا كنی راه رفتن واسه من بسته میشه

 2) اینم یه ورژن دیگه از آهنگ " دلم گرفته " كه البته با اون خیلی فرق میكنه

  من چون هنوز امید دارم بیت دومشو باور نمیكنم ولی باقیش در مورد حال منه

 بازم دلم گرفته چند روزیه كه رفتی      میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی

 اما میخوام بدونم برام اگرچه سخته

                                                 بگو دوسم نداشتی حالا نه خیلی وقته(خدا نكنه)

 منم همونكه عاشقت موندم        نشستمو از عشق تو خوندم

 منم همونكه توی آوازش                 میخواست تو باشی اوج پروازش

  آره منم  دوباره باز اینجام             یه خستهء قدیمیه تنهام

 اگر تمام قلب تو سنگه               دلم برات همیشه دلتنگه  (خیلی زیاد)

  " دلتنگ " از حمید عسكری – Deltang by Hamid Askary

 

 

 

 

 

یکشنبه 25 شهریور 1386

لابد تا حالا صدای " رامین بی باك _ Ramin Bibak " رو شنیدین كه میگن شبیه شادمهره البته به نظر من بیشتر از اینكه صداش شبیه شادمهر باشه ،داره تریپ و مدل شادمهر میخونه!!

 بین همهء آهنگهایی كه خونده با این ترانش خیلی حال میكنم مخصوصاَ اون تیكهء وسطش " تو فقط بگو كه از من چی میخوای....."

  اون روزای رفته رو میخوام چیكار        اون همه خاطره رو میخوام چیكار

  وقتیكه دیگه كنارم نباشی                 من یه عشق دیگه رو میخوام چیكار

  زندگی با همه خوبیش مال تو            من بجز تو دیگه هیچی نمیخوام

  تو بگی میرمو پیدام نمیشه                حتی تو رویاهات نمی یام  

  تو فقط بگو كه از من چی میخوای     هر چی كه دلت بخواد همون میشم

  یه دفعه خاك زمین میشم برات          یه دفعه ابر تو آسمون میشم

 اون روزای رفته رو.....  اون همه خاطره رو...... من یه عشق دیگه رو میخوام چی كار...

 

  میخوام چی كار از رامین بی باك _ Mikham Chikar by Ramin Bibak

 

   راستی دو نكتهء مهم راجع به ماه رمضون : اگه میخواین صبح به كسی چیزی بفرستین بهتره اینكارو 5 دقیقه مونده به اذان انجام بدین و اگه ظهر به اتفاق كسی میخواین پیش یكی  بهتره تا آخر ماه رمضان 10 دقیقه بعد اذان برین ( میدونیم الان خیلی مشكوك شدین ولی بی خیالش شین )

  میدونستین شهر قم _ Qom  شهر قشنگیه ، مخصوصاَ مرقد خانوم حضرت معصومه (س) ، این عكسیه كه خودم انداختم  قم _ Qom

 اینا هم دوتا از آخرین عكسهای یه پسر خوش تیپ و خوش چهره و خوش اخلاق و خوش ... ( بابا اعتماد به نفس  )

    خندان                                              سنگین

زندگی و ترانه ها

شنبه 24 شهریور 1386

 تو زندگی گاهی میشه كه زندگی آدم با یه ترانه جور درمیاد حتی میشه كه فاصله دو اتفاق با دو آهنگ مختلف یه خواننده جور دربیاد !!؟؟

 وقتی واسه اولین بار قرار بود یه اتفاقی بیفته این تیكهء ترانهء " غروب_ Ghoroob " از سیاوش قمیشی  Siavash Ghomayshiهمش تو ذهنم بود :

چشمای منتظر به پیچ جاده       دلهره های دله پاكو ساده.....( یادته واست اس ام اسش كردم )

  اونروزم وقتی واسه آخرین بار اون اتفاق افتاد ،  این یكی ترانه تو ذهنم بود یه وقتایی هم حواسم نبود بلند بلند میخوندمش

  رفتیو خاطره های تو نشسته تو خیالم    

                                              بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم

  یاد من نبودی اما من به یاد تو شكستم   

                                             غیر تو كه دوری از من دل به هیچكسی نبستم

  همترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش

                                           وقت بیداریه مهتاب عاشقانه یاد من باش

  اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد

                                          میشه تو آتیشه عشقت گر گرفتنو بلد شد

  اگه دوری اگه نیستی نفسه فریاد من باش

                                         تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

 

  یاد من باش از سیاوش قمیشی     Yaade Man Baash by Siyavash Ghomeyshi

دوشنبه 12 شهریور 1386

سلام

 نمیدونم خوشحالم یا ناراحت !!!

 از یه طرف چون یكشنبهء گذشته تولد یه مامانی :->  بود ودیدمش و یه قو....  (حالا بگذریم) خیلی خیلی و خییییییییییییییییییییییییلللللللللللللللییییییییییی خوشحالم از یه طرفم چون باید دوباره یه 2 سالی برم سربازی ؟؟!! اونم بدون مرخصی ، تازه از پادگان هم نمیتونم زنگ بزنم و فقط میتونم وقتی 1سال و 10 ماه از خدمتم گذشت یه sms  (اس ام اس یا همون پیامك) بفرستم ، حسابی پكر و ناراحتم به شدت :(

 چند روز تعطیلی به خاطر میلاد امام زمان (عج) كه نگو ! وحشتناك دلتنگش شده بودم ولی هیچ كاری نمیتونستم بكنم...  

 الان میدونم اندازهء 10 تا وبلاگ حرف واسه گفتن دارم ولی اینكه نمی نویسمشون كلی دلیل داره ، مثلاَ اصلاَ نمیدونم چی بنویسم یا چه جوری بنویسم ، فشار كاری اونقدر زیاد شده كه وقت نمیكنم حتی برم سراغ PC ، قبول كنید كه یه سری مسائل خصوصیه ! ، محدودیتهایی از جانب یه بندهء خدایی دارم !!؟ و.....

 حالا حرف زیاد دارم ولی به غیر از مطلب آخرین دوشنبه كه احتمالا تا هفتهء دیگه تمومش میكنم این آخرین آپم تو روزای دوشنبه بود

جمعه ها

دوشنبه 5 شهریور 1386

سلام

ایندفه اگه قرار باشه از روز خاصی اسم ببرم كه ازش خاطره دارم مسلماَ اون روز جمعهست

آخه بیشتر خاطرههامون تو روزای جمعه اتفاق افتاده یعنی به غیر از یك پنجشنبه 9/1/86  و دوشنبه20/1/86  بقیه دیدارامون تو روزای جمعه بوده

تو این جمعهها دوتاشون خیلی خاطره انگیزتر بودن جمعه 25/12/85 كه اولین بار دیدمش و جمعه 21/2/86 كه هم كلی پیشش بودم وهم كلی كادو ازش گرفتم

الان هم اون جمعههایی كه از لحاظ شیفت كاری با اون جمعهها یكی میشن خیلی باهاشون حال میكنم ، مثل دیشب تا الان ... شبش آماده میشم و تیپ میزنم صبحش هم تو تب و تاب اینم كه میبینمش یا نه؟...

این عكسم واسه پنجشنبه 20/2/86 ساعت 20:52 ست ، چقدر اون شب خوشحال بودم ...

21/2/86 Amir & N...eh

دوباره اومدم

دوشنبه 5 شهریور 1386

سلام

نمی دونم ..... واقعاَ نمی دونم خدا داره با من چی كار میكنه!!!

خیلی حرفا بود كه می خواستم اینجا بنویسم از دورانی كه بهترین روزای عمرم بودن

موقعی كه خوشبخت ترین مرد روی زمین بودم

آره من عاشق شدم.....

دیگه داشتم با نوشتن " آخرین دوشنبه " قید نت و وبلاگ بازیه تنهایی رو میزدم ولی....

ولی خانومی به دلیلی كه هنوز واسم معلوم نیست منو نخواست...

البته من هنوز به اون خدایی كه از اولم با توكل و امید بهش شروع كردهبودیم امیدوارم كه بازم كمكم كنه تا دوباره ن...م مال من بشه تنها جایی كه شاید بتونم كاری انجام بدم همینجاست پس بازم با ایمان به همون خدا و صبر برای خواسته ام تلاشمو میكنم تا موفق بشم

انشاالله و ایشالله والهی آمین

خوب واسه امروزم 2 تا آهنگ نه چندان جدید از حمید عسكری براتون میذارم كه با اولی كلی خاطره دارم چون متن اونو به صور مختلف ( آف و پیامك و....) از خانومی دریافت كردم

_وای كه چقدر تو رو دوست دارمو میمیرم واسه تو   تو همیشه تو قلبمی

 میمیرم واسه چشمای قشنگت  بگو بگو بگو دوسم داری...

دوست دارم از حمید عسكری_ Dooset Daram By Hamid Askary

 

_این یكی هم تقریباَ حال و روز این چند وقتمه

باچشای بی تفاوت روبروی من میشینی     میگی هرچی بود تموم شد نمی خوای منو ببینی

روزای خوبمون انگار همه از یاد تو رفته    روبروت گریه نكردم نمیدونی كه چه سخته....

 

بی تفاوت از حمید عسكری _ Bi Tafavot by Hamid Askari

 


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :